شمارش معکوس برای روز ولنتاین، ولنتاین چیست

سارا بابایی 28 دی 1398 | 17:12
246
زمان مورد نیاز برای مطالعه:

سپندارمذگان یا ولنتاین واژه‌هایی آشنا برای همه‌ی ما است و همه‌ی ما حداقل یکبار نام آن‌ها را شنیده‌ایم و یا به فکر تهیه‌ی هدیه‌ای برای عزیزانمان در این روز بوده‌ایم. قطعا برای بسیاری از شما داستان کشیشی که پنهانی سربازان منع شده از ازدواج را به وصال معشوق‌هایشان در می‌آورد اما سرانجام به دستور امپراطور کلود اعدام شد آشنا است. از آن پس این روز به نام آن کشیش ولنتین، ولنتاین نام‌گذاری شد.  


بهترین کادوی ولنتاین برای آقایان


بهترین کادوی ولنتاین برای خانم‌ها





اما کم نیست داستان‌های عاشقانه‌ی فارسی که هر کدام بیان‌گر داستان‌هایی باشکوه و نشان دهنده‌ی ادبیات پر بار ما است، که قطعا خواندن آن‌ها در زمانی که تاریخ با شکوهمان به دست فراموشی سپرده شده خالی از لطف نیست. ناتوانم از بیان تمامی منظومه‌ها، دیوان‌ها، غزل‌ها و حکایت هایی که در ادبیات این مرز و بوم داریم اما شاید وقت آن رسیده که هر کدام با حکایت‌های دلنشین طنین انداز خانه‌هایمان شود و لالایی شود در گوش کودکانمان تا بزرگ شوند با حافظی که حافظه‌ی ما است و شاهنامه‌ای که شناسنامه‌ی ماست.

جالب است بدانید در ایران باستان سال‌ها قبل از ولنتاین روز عشق را گرامی می‌داشتند و در سپندارمذگان هدایایی به یکدیگر می‌دادند و چه زیباست تاریخی با این شکوه داشتن تاریخی که ردپایی از عشق و تعهد و دوست داشتن در آن باشد به راستی افتخارآمیز است. 

اکنون ما نیز هرساله با هدیه دادن به عزیزانمان یادآور می‌شویم نه تنها عشق همچنان در قلب ما زنده است بلکه یکه‌تاز و سلطان تمامی احساس‌ها است. می‌گویم سلطان تمام احساس‌هاست چرا که اگر عشق فرمان دهد حتی عقل نیز سر تعظیم فرو می‌آورد. 

همه‌ی این‌ها چه ولنتاین باشد چه سپندارمذگان برای آن است که یادمان نرود شکوه عشق در قلب ما چه بزرگ است و رنگ و بویی تازه به ما می بخشد، شاید بتوان گفت عشق روحی است که در کالبد وجود ما قرار می‌گیرد قبل از آن هم می‌خوری هم می آشامی هم راه می روی، می بینی، می شنوی، اما بعد از آن زندگی میکنی، زندگی‌ تو با دنیای قبل از عشق متفاوت است.

 عشق گاهی جادو می‌شود جادویی که زنده می‌کند قلب یخ زده‌ای را یا گرمی می‌بخشد به دستانی که خیلی وقت است تنها گرمایش جیب‌های بارانی‌اش شده، گاهی اکسیری می‌شود برای بازگشتت به زندگی آنچنان که استیون هاوکینگ فیزیکدان دنیای نجوم را بعد از مریضی به زندگی باز گرداند،گاهی با عشق بزرگ می‌شوی آنقدر بزرگ و  صبور که خودت هم باور نمی‌کنی این تو هستی. گاهی کودک می‌شوی کودکی که فقط آغوش معشوق را می طلبد. گاهی دختربچه‌ی نوجوان پر از شیطنت‌های نوجوانی می‌شوی گاهی صبور گاهی خسته گاهی مهربان گاهی دل آزرده...

 


روز‌های زیادی در تاریخ به مناسبت‌های مختلف نامگذاری شده مثل روز مادر، پدر، پرستار، کودک، دختر و امثال ان قطعا این ثبت نوشته‌های تاریخی فقط برای تقویم نیست شاید بتوان گفت برای آن است که انسان فراموشکار در گذرگاه زمان و در هیاهوی شلوغی‌های زندگی فراموش نکند که چه الماس‌های گرانبهایی چون پدر مادر و معشوق را در کنار خود دارد. ولنتاین هم بهانه‌ای است برای سرک زدن به قلبمان و یادآوری آنکس که دوستش می‌داریم حتی اگر ماه‌ها و سال‌ها از این عشق بگذرد، حتی اگر آن عشق اکنون مادر یا پدر فرزندانتان باشد، حتی اگر دست زمان چروک‌هایی بر پهنای صورتش انداخته باشد گاهی می‌شود با این روز کودک شد جوان شد عاشق شد.


هرساله در این تاریخ و سپندارمذگان در خیابان‌ها هیاهویی می شود و مغازه‌ها پر از اجناس قرمز و شکلاتی و خرس‌های زیبا می شود. یادمان باشد در هیاهوی این شلوغی‌ها عشق و بهای آن را با چشم و هم چشمی‌هایی که کدام کادو بزرگتر یا زیباتر است محک نزنیم، عشق در هر ترازویی قرار بگیرد سنگین‌تر است پس به دور از تمام این شلوغی‌ها آنچه که می‌دانید لبخندی بر لب معشوقتان می آورد برای او تهیه کنید که این لبخند زیباترین تجلی عشق است.